مقاله از دو دانشجوي دانشگاه پيام نور بوشهر
جنبش نرم افزاری و تولید علم از دیدگاه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) :
در خصوص جنبش نرم افزاری و مطرح شدن آن از سوی مقام معظم رهبری میتوان نتایج و برداشتهای فراوانی را داشت.ایشان در سخنرانی ها و مجامع علمی مختلف در سالهای گذشته به جد تاکیدات فراوانی را بر این موضوع داشته اند.
از منظر اهمیت موضوع ،همین بس که ایشان در یکی از سخنرانی های خود در جمع دانشجویان بسیجی ¹ از این موضوع به عنوان "هدف والا" یاد کرده و تشریح میکنند که همانگونه که برای رسیدن به هر آرزویی و هر هدف والایی ساز و کاری وجود دارد،برای نیل به این هدف نیز باید برنامه و ساز و کار چید.
لزوم برنامه ریزی جهت نیل به این هدف متضمن نکاتی است که باید به آن توجه داشت:
1-مقام معظم رهبری در سخنرانی ها و بیانات خود در مجامع علمی، قبل از مطرح نمودن این موضوع،مقدماتی را در خصوص هویت ایرانی اسلامی و استعمار مستکبران غرب و شرق مطرح میکنند و این نشان دهنده این است که این جنبش نرم افزاری در متن خود یابد قطع وابستگی به استعمار را در پی داشته باشد و میتوان به عنوان یکی از اهداف این جنبش مطرح نمود.
2-تلاش و کوشش سخت را نباید در رسیدن به این هدف بزرگ فراموش کرد،کما اینکه ایشان در بیانات مختلف به سخت کوشی برخی دانشمندان ایرانی اشاراتی داشته اند.
3- برنامه ریزی مدون و عدم تقلید کور کورانه در جهت نیل به این امر بزرگ نیز از جمله مواردی است که ایشان در بیانات خود مطرح مینمایند.
4-کاهش مصرف گرایی علمی و تلاش در جهت تولید علم از ثمرات این جنبش است که در بیانات معظم له به خوبی نمایان است.
همچنین ایشان در موارد متعدد با بیان مفهوم جنبش نرم افزاری ، تلاش در بیداری اساتید،فرهیختگان و دانشجویان دانشگاه ها را داشته اند.کما اینکه در "دیدار با وزير علوم و رؤساى دانشگاهها" د ردی ماه سال 1383 تعریف زیر را در خصوص جنبش نرم افزاری مطرح مینمایند:
"جنبش نرمافزارى، يعنى در زمينهى علم، توليد علم و شكستن مرزهاى علم، يك جنبش و يك حركت عظيم بهوجود بيايد. از اين پيشنهاد استقبال شد و من امروز مىبينم كه در سخنان اساتيد و مسؤولان دانشگاهها روى اين نكته تكيه مىشود. البته تا مدتى بعضىها مىگفتند ما نمىدانيم اصلاً معناى اين حرف چيست! عدهيى هم شبهه مىكردند كه علم مگر توليدكردنى است! البته بحث لغوى مىكردند و مىگفتند چرا گفتهايد توليد علم! شما هرچه مىخواهيد اسمش را بگذاريد؛ مقصود كه معلوم است. جنبش نرمافزارى، يعنى در معرفت علمى ننشينيد دست خود را دراز كنيد تا ديگران بكارند و ميوهچينى كنند و هر مقدار از ميوه را كه لازم نداشتند، بياورند در دست شما بگذارند. برو بكار، برو آبيارى كن، برو روى بنايى كه ديگران ساختهاند، بنا بساز؛ اين هدف ما بود"²
و در ادامه به نکته مهمی اشاره مینمایند که :
"الان هم از گوشه و كنار شنيدهام كه عدهيى سخنان يأسآفرين مىزنند: مگر ما مىتوانيم؟ بله، مىتوانيم. ما در ميدانهاى گوناگون و در فضاى معرفت علمىِ امروز دنيا مىتوانيم كارهايى بكنيم كه هنوز در دنيا نو باشد؛ اين در همهى زمينهها كاملاً امكانپذير است"³
و میتوان از این جمله این نتیجه را گرفت که فضای یاس آفرینی در تولید علم و جنبش نرم افزاری مفهوم و جایی ندارد و کسانی که در این عرصه میخواهند تلاشی نمایند باید این روحیه را کنار بگذارند و با نشاط و امید به این عرصه وارد شوند.
همچنین ایشان در خصوص مسئولیت بزرگ دانشگاه به عنوان مرکز این جنبش در جمع دانشجویان و اساتید مطرح مینمایند که:
"باید مغزهای متفکر استاد و دانشجوی ما بیساری از مفاهیم حقوقی، اجتماعی و سیاسی را که شکل و قالب غربی آن ها در نظر بعضی مثل وحی منزل است و نمی شود درباره اش اندک تشکیکی کرد، در کارگاه های تحقیقاتی عظیم علوم مختلف حلاجی کنند؛ روی آن ها سؤال بگذارند؛ این جزمیت ها را بکشنند و راه های تازه ای پیدا کنند؛ هم خودشان استفاده کنند، هم به شریت پیشنهاد کنند؛ امروز کشور ما محتاج این است؛ امروز انتظار کشور ما از دانشگاه این است. دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت بگذارد تا آن کسانی که اهل کار و تلاش هستند، با پیشنهادها و با قالب ها و نوآوری های علمی خودی بتوانند بنای حقیقی یک جامعه ی آباد و عادلانه ی مبتنی بر تفکرات و ارزش های اسلامی را بالا ببرند؛ امروز کشور ما از دانشگاه این را می خواهد." 4
و با اشاره به عقبه تاریخی علمی ایران روح امید را در کالبد دانشگاه زنده مینمایند :
"نسل دانش پژوه کشور بدانند اگر امروز برتری علمی با غربی ها است با همت و اراده می شود کاری کرد که فردا از آن ما باشد.
ما دویست سال از علم دنیا عقب مانده ایم؛ اما معنای رسیدن به مرزهای دانش این نیست که راهی را که اروپایی ها در طول دویست سال رفته اند، ما هم همان راه را در طول دویست سال برویم؛ بعد به آن جایی که امروز رسیده اند، برسیم؛ نه، این حرف ها نیست؛ ما راه های میان بر پیدا می کنیم. ما علم را از دست اروپایی ها می قاپیم. ما از یادگرفتن ننگمان نمی کند. اسلام می گوید قوام دنیا به چند گروه است؛ یکی از آن ها کسانی هستند که وقتی نمی دانند، در صدد یاد گرفتن باشند؛ از یادگرفتن ننگشان نکند. ما دانش هایی را که امروز فرآورده ی ذهن و مغز و عقل بشر است، یاد می گیریم؛ آنچه را که بلد نیستیم، با کمال میل می آموزیم و به استادمان هم احترام می کنیم. به کسی که به علم بیاموزد، بی احترام نمی کنیم؛ اما گرفتن علم از دیگری نباید به معنای این باشد که شاگرد باید تا ابد شاگرد بماند؛ نه، امروز شاگردیم، فردا می شویم استاد آن ها؛ کما این که آن ها یک روز شاگرد ما بودند، اما الان شده اند استاد ما.
غربی ها علم را از ما یاد گرفتند. شما به کتاب پیروسو - «تاریخ علوم» - نگاه کنید؛ آن جا می گوید: چهار پنج قرن قبل تاجری در یکی از کشورهای اروپایی به استادی مراجعه می کند و می گوید می خواهم فرزندم درس بخواند؛ او را به کدام مدرسه بفرستم؟ استاد در جواب می گوید اگر به همین چهار اصل عمل اصلی – جمع و ضرب و تفریق و تقسیم- قانع هستی، می توانی او را به هر کدام از مدارس کشور ما یا دیگر کشورهای اروپایی بفرستی؛ اما اگر بالاتر از آن را لازم داری، باید او را به کشور اندلس یا به مناطق مسلمان نشین بفرستی. این را پیرروسو می نویسد؛ این حرف من نیست. چنگ های صلیبی به آن ها کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به این مناطق، کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به مناطق آن ها و منتقل شدن کتاب های ما به آن ها، کمک کرد تا از ما بیاموزند. یک روز آن ها از ما یادگرفتند و شاگرد ما بودند، بعد شدند استاد ما؛ الان هم ما از آن ها یاد می گیریم و شاگرد آن ها می شویم و بعد می شویم استاد آن ها. پس نسل دانش پژوه و محقق و پژوهنده ی کشور ما بداند؛ امروز اگر برتری علمی با غربی ها است، در آینده ی نه چندان دوری با همت و اراده ی شما می توان کاری کرد که فردا آن ها از شما یاد بگیرند."5
همچنین از دیگر وظایف دانشگاه ها نواندیشی و نوآوری علمی در تمام رشته ها، دانسته اند و میفرمایند:
"یکی از وظایف مهم دانشگاه ها عبارت است از نواندیشی علمی. مسئله تحجر، فقط بلای محیط های دینی و افکار دینی نیست؛ در همه ی محیط ها، تحجر، ایستایی و پابند بودن به جزمی گرایی هایی که بر انسان تحمیل شده بدون این که منطق درستی به دنبالش باشد یک بلاست. آنچه برای یک محیط علمی و دانشگاهی وظیفه ی آرمانی محسوب می شود، این است که در زمینه ی مسائل علمی، نواندیش باشد؛ معنای واقعی تولید علم این است. تولید علم، فقط انتقال علم نیست؛ نوآوری علمی در درجه ی اول اهمیت است. این را من از این جهت می گویم که باید یک فرهنگ بشود. این نواندیشی، فقط مخصوص اساتید نیست؛ مخاطب آن، دانشجویان و کل محیط علمی هم هست.
البته برای این نوآوری علمی که در فرهنگ معارف اسلامی از آن به اجتهاد تعبیر می شود دو چیز لازم است: یکی قدرت علمی، و دیگری جرأت علمی، البته قدرت علمی چیز مهمی است؛ و هوش وافر، ذخیره ی علمی لازم، مجاهدت فراوان برای فراگیری، چیزهایی است که برای به دست آمدن قدرت علمی، لازم است؛ اما این کافی نیست. ای بسا کسانی که از قدرت علمی هم برخوردند، اما ذخیره ی انباشته ی علمی آن ها هیچ جا کاربرد ندارد؛ کاروان علم را جلو نمی برد و یک ملت را از لحاظ علمی به اعتلاء نمی رساند؛ بنابراین جرأت علمی لازم است.
البته وقتی از علم صحبت می شود، ممکن است در درجه ی اول، علوم مربوط به مسائل صنعتی و فنی به نظر بیاید.. اما من به طور کلی و مطلق این را عرض می کنم؛ علوم انسانی، علوم اجتماعی، علوم سیاسی، علوم اقتصادی و مسائل گوناگونی که برای اداره ی یک جامعه و یک کشور به صورت علمی لازم است، به نو آوری و نواندیشی علمی یعنی اجتهاد احتیاج دارد. آن چیزی که در فضای علمی ما مشاهده می شود که به نظر من یکی از عیوب بزرگ محسوب می گردد این است که ده ها سال است که ما متون فرنگی و خارجی را تکرار می کنیم، می خوانیم، حفظ می کنیم و بر اساس تعلیم و تعلم می کخنیم؛ اما در خودمان قدرت سؤال و ایجاد خدشه نمی یابیم. باید متون علمی را خواند و دانش را از هر کسی فراگرفت؛ اما علم باید در روند تعالی خود، با روح های قوی و استوار و کارآمدی که جرأت پیشبرد علم را داشته باشند، همراه بشود تا بتواند پیش برود؛ انقلاب های علمی در دنیا این گونه به وجود آمده است."6
پی نوشت
1-بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان بسيجى 5/3/1384.
2-بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار وزير علوم و رؤساى دانشگاهها 17/10/1383.
3-بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار وزير علوم و رؤساى دانشگاهها 17/10/1383.
4-بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر، 9/12/1379.
5-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان، اساتید، معلمان و دانشجویان دانشگاه های همدان، 17/4/1383.
6-بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر، 9/12/1379.
در خصوص جنبش نرم افزاری و مطرح شدن آن از سوی مقام معظم رهبری میتوان نتایج و برداشتهای فراوانی را داشت.ایشان در سخنرانی ها و مجامع علمی مختلف در سالهای گذشته به جد تاکیدات فراوانی را بر این موضوع داشته اند.
از منظر اهمیت موضوع ،همین بس که ایشان در یکی از سخنرانی های خود در جمع دانشجویان بسیجی ¹ از این موضوع به عنوان "هدف والا" یاد کرده و تشریح میکنند که همانگونه که برای رسیدن به هر آرزویی و هر هدف والایی ساز و کاری وجود دارد،برای نیل به این هدف نیز باید برنامه و ساز و کار چید.
لزوم برنامه ریزی جهت نیل به این هدف متضمن نکاتی است که باید به آن توجه داشت:
1-مقام معظم رهبری در سخنرانی ها و بیانات خود در مجامع علمی، قبل از مطرح نمودن این موضوع،مقدماتی را در خصوص هویت ایرانی اسلامی و استعمار مستکبران غرب و شرق مطرح میکنند و این نشان دهنده این است که این جنبش نرم افزاری در متن خود یابد قطع وابستگی به استعمار را در پی داشته باشد و میتوان به عنوان یکی از اهداف این جنبش مطرح نمود.
2-تلاش و کوشش سخت را نباید در رسیدن به این هدف بزرگ فراموش کرد،کما اینکه ایشان در بیانات مختلف به سخت کوشی برخی دانشمندان ایرانی اشاراتی داشته اند.
3- برنامه ریزی مدون و عدم تقلید کور کورانه در جهت نیل به این امر بزرگ نیز از جمله مواردی است که ایشان در بیانات خود مطرح مینمایند.
4-کاهش مصرف گرایی علمی و تلاش در جهت تولید علم از ثمرات این جنبش است که در بیانات معظم له به خوبی نمایان است.
همچنین ایشان در موارد متعدد با بیان مفهوم جنبش نرم افزاری ، تلاش در بیداری اساتید،فرهیختگان و دانشجویان دانشگاه ها را داشته اند.کما اینکه در "دیدار با وزير علوم و رؤساى دانشگاهها" د ردی ماه سال 1383 تعریف زیر را در خصوص جنبش نرم افزاری مطرح مینمایند:
"جنبش نرمافزارى، يعنى در زمينهى علم، توليد علم و شكستن مرزهاى علم، يك جنبش و يك حركت عظيم بهوجود بيايد. از اين پيشنهاد استقبال شد و من امروز مىبينم كه در سخنان اساتيد و مسؤولان دانشگاهها روى اين نكته تكيه مىشود. البته تا مدتى بعضىها مىگفتند ما نمىدانيم اصلاً معناى اين حرف چيست! عدهيى هم شبهه مىكردند كه علم مگر توليدكردنى است! البته بحث لغوى مىكردند و مىگفتند چرا گفتهايد توليد علم! شما هرچه مىخواهيد اسمش را بگذاريد؛ مقصود كه معلوم است. جنبش نرمافزارى، يعنى در معرفت علمى ننشينيد دست خود را دراز كنيد تا ديگران بكارند و ميوهچينى كنند و هر مقدار از ميوه را كه لازم نداشتند، بياورند در دست شما بگذارند. برو بكار، برو آبيارى كن، برو روى بنايى كه ديگران ساختهاند، بنا بساز؛ اين هدف ما بود"²
و در ادامه به نکته مهمی اشاره مینمایند که :
"الان هم از گوشه و كنار شنيدهام كه عدهيى سخنان يأسآفرين مىزنند: مگر ما مىتوانيم؟ بله، مىتوانيم. ما در ميدانهاى گوناگون و در فضاى معرفت علمىِ امروز دنيا مىتوانيم كارهايى بكنيم كه هنوز در دنيا نو باشد؛ اين در همهى زمينهها كاملاً امكانپذير است"³
و میتوان از این جمله این نتیجه را گرفت که فضای یاس آفرینی در تولید علم و جنبش نرم افزاری مفهوم و جایی ندارد و کسانی که در این عرصه میخواهند تلاشی نمایند باید این روحیه را کنار بگذارند و با نشاط و امید به این عرصه وارد شوند.
همچنین ایشان در خصوص مسئولیت بزرگ دانشگاه به عنوان مرکز این جنبش در جمع دانشجویان و اساتید مطرح مینمایند که:
"باید مغزهای متفکر استاد و دانشجوی ما بیساری از مفاهیم حقوقی، اجتماعی و سیاسی را که شکل و قالب غربی آن ها در نظر بعضی مثل وحی منزل است و نمی شود درباره اش اندک تشکیکی کرد، در کارگاه های تحقیقاتی عظیم علوم مختلف حلاجی کنند؛ روی آن ها سؤال بگذارند؛ این جزمیت ها را بکشنند و راه های تازه ای پیدا کنند؛ هم خودشان استفاده کنند، هم به شریت پیشنهاد کنند؛ امروز کشور ما محتاج این است؛ امروز انتظار کشور ما از دانشگاه این است. دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت بگذارد تا آن کسانی که اهل کار و تلاش هستند، با پیشنهادها و با قالب ها و نوآوری های علمی خودی بتوانند بنای حقیقی یک جامعه ی آباد و عادلانه ی مبتنی بر تفکرات و ارزش های اسلامی را بالا ببرند؛ امروز کشور ما از دانشگاه این را می خواهد." 4
و با اشاره به عقبه تاریخی علمی ایران روح امید را در کالبد دانشگاه زنده مینمایند :
"نسل دانش پژوه کشور بدانند اگر امروز برتری علمی با غربی ها است با همت و اراده می شود کاری کرد که فردا از آن ما باشد.
ما دویست سال از علم دنیا عقب مانده ایم؛ اما معنای رسیدن به مرزهای دانش این نیست که راهی را که اروپایی ها در طول دویست سال رفته اند، ما هم همان راه را در طول دویست سال برویم؛ بعد به آن جایی که امروز رسیده اند، برسیم؛ نه، این حرف ها نیست؛ ما راه های میان بر پیدا می کنیم. ما علم را از دست اروپایی ها می قاپیم. ما از یادگرفتن ننگمان نمی کند. اسلام می گوید قوام دنیا به چند گروه است؛ یکی از آن ها کسانی هستند که وقتی نمی دانند، در صدد یاد گرفتن باشند؛ از یادگرفتن ننگشان نکند. ما دانش هایی را که امروز فرآورده ی ذهن و مغز و عقل بشر است، یاد می گیریم؛ آنچه را که بلد نیستیم، با کمال میل می آموزیم و به استادمان هم احترام می کنیم. به کسی که به علم بیاموزد، بی احترام نمی کنیم؛ اما گرفتن علم از دیگری نباید به معنای این باشد که شاگرد باید تا ابد شاگرد بماند؛ نه، امروز شاگردیم، فردا می شویم استاد آن ها؛ کما این که آن ها یک روز شاگرد ما بودند، اما الان شده اند استاد ما.
غربی ها علم را از ما یاد گرفتند. شما به کتاب پیروسو - «تاریخ علوم» - نگاه کنید؛ آن جا می گوید: چهار پنج قرن قبل تاجری در یکی از کشورهای اروپایی به استادی مراجعه می کند و می گوید می خواهم فرزندم درس بخواند؛ او را به کدام مدرسه بفرستم؟ استاد در جواب می گوید اگر به همین چهار اصل عمل اصلی – جمع و ضرب و تفریق و تقسیم- قانع هستی، می توانی او را به هر کدام از مدارس کشور ما یا دیگر کشورهای اروپایی بفرستی؛ اما اگر بالاتر از آن را لازم داری، باید او را به کشور اندلس یا به مناطق مسلمان نشین بفرستی. این را پیرروسو می نویسد؛ این حرف من نیست. چنگ های صلیبی به آن ها کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به این مناطق، کمک کرد تا از ما بیاموزند. هجرت دانشمندان ما به مناطق آن ها و منتقل شدن کتاب های ما به آن ها، کمک کرد تا از ما بیاموزند. یک روز آن ها از ما یادگرفتند و شاگرد ما بودند، بعد شدند استاد ما؛ الان هم ما از آن ها یاد می گیریم و شاگرد آن ها می شویم و بعد می شویم استاد آن ها. پس نسل دانش پژوه و محقق و پژوهنده ی کشور ما بداند؛ امروز اگر برتری علمی با غربی ها است، در آینده ی نه چندان دوری با همت و اراده ی شما می توان کاری کرد که فردا آن ها از شما یاد بگیرند."5
همچنین از دیگر وظایف دانشگاه ها نواندیشی و نوآوری علمی در تمام رشته ها، دانسته اند و میفرمایند:
"یکی از وظایف مهم دانشگاه ها عبارت است از نواندیشی علمی. مسئله تحجر، فقط بلای محیط های دینی و افکار دینی نیست؛ در همه ی محیط ها، تحجر، ایستایی و پابند بودن به جزمی گرایی هایی که بر انسان تحمیل شده بدون این که منطق درستی به دنبالش باشد یک بلاست. آنچه برای یک محیط علمی و دانشگاهی وظیفه ی آرمانی محسوب می شود، این است که در زمینه ی مسائل علمی، نواندیش باشد؛ معنای واقعی تولید علم این است. تولید علم، فقط انتقال علم نیست؛ نوآوری علمی در درجه ی اول اهمیت است. این را من از این جهت می گویم که باید یک فرهنگ بشود. این نواندیشی، فقط مخصوص اساتید نیست؛ مخاطب آن، دانشجویان و کل محیط علمی هم هست.
البته برای این نوآوری علمی که در فرهنگ معارف اسلامی از آن به اجتهاد تعبیر می شود دو چیز لازم است: یکی قدرت علمی، و دیگری جرأت علمی، البته قدرت علمی چیز مهمی است؛ و هوش وافر، ذخیره ی علمی لازم، مجاهدت فراوان برای فراگیری، چیزهایی است که برای به دست آمدن قدرت علمی، لازم است؛ اما این کافی نیست. ای بسا کسانی که از قدرت علمی هم برخوردند، اما ذخیره ی انباشته ی علمی آن ها هیچ جا کاربرد ندارد؛ کاروان علم را جلو نمی برد و یک ملت را از لحاظ علمی به اعتلاء نمی رساند؛ بنابراین جرأت علمی لازم است.
البته وقتی از علم صحبت می شود، ممکن است در درجه ی اول، علوم مربوط به مسائل صنعتی و فنی به نظر بیاید.. اما من به طور کلی و مطلق این را عرض می کنم؛ علوم انسانی، علوم اجتماعی، علوم سیاسی، علوم اقتصادی و مسائل گوناگونی که برای اداره ی یک جامعه و یک کشور به صورت علمی لازم است، به نو آوری و نواندیشی علمی یعنی اجتهاد احتیاج دارد. آن چیزی که در فضای علمی ما مشاهده می شود که به نظر من یکی از عیوب بزرگ محسوب می گردد این است که ده ها سال است که ما متون فرنگی و خارجی را تکرار می کنیم، می خوانیم، حفظ می کنیم و بر اساس تعلیم و تعلم می کخنیم؛ اما در خودمان قدرت سؤال و ایجاد خدشه نمی یابیم. باید متون علمی را خواند و دانش را از هر کسی فراگرفت؛ اما علم باید در روند تعالی خود، با روح های قوی و استوار و کارآمدی که جرأت پیشبرد علم را داشته باشند، همراه بشود تا بتواند پیش برود؛ انقلاب های علمی در دنیا این گونه به وجود آمده است."6
پی نوشت
1-بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان بسيجى 5/3/1384.
2-بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار وزير علوم و رؤساى دانشگاهها 17/10/1383.
3-بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار وزير علوم و رؤساى دانشگاهها 17/10/1383.
4-بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر، 9/12/1379.
5-بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جوانان، اساتید، معلمان و دانشجویان دانشگاه های همدان، 17/4/1383.
6-بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتی امیرکبیر، 9/12/1379.



اولین یادداشت برای این مطلب
